بيا بريم سفر....ميآيی؟!؟

سلام بچه ها...حالتون خوبه..؟!؟ خوش ميگذره؟....ميخوام تو مطلب اين دفعه ام يه کم خاطره تعريف کنم...راستشو بخواين يکی از بچه ها حرف از يه کلبه که از چوب ساخته شده و يه کوه که نوکش تو ابرها گم شده . يه دشت جلوش که اين کلبه وسطشه . هوای طوفانی و گندم زاری که باد محاسنش را آشفته کرده و..... زد و من هم ياد يه خاطره افتادم...گوش کن تا بگم....


37543_wallpaper280.jpg




از تالش ميگم...يه جايی تو شمال ايران...
يه عالمه زياد کوه سبز سبز.....با شيب تند.....اون بالا ....فقط کلبه هست....کلبه های کوچولو....با سقف کوتاه....که اگه صاف وايسی....اوخ مواظب سرت باش.....09.gif
۳-۴ سال پيش بود که به دعوت يکی از دوستای بابام که اجدادش ازبزرگای ايلات و عشاير بودن رفتيم اونجا.......

هيچی نبود.....جز....همون کوه....با کلبه.....با يه عالمه حيوون.....که تا حالا از نزديک نديده بودم.... گلاب به روتون....روم به ديوار.. دستشويی هم داشت....اما رو شيب کوه...18.gif...دورش رو فقط چند تا تخته کوتاه گذاشته بودن....سقف هم نداشت...09.gif چرا جا زدی؟؟؟ 18.gif تازه کجاشو ديدی؟ گاهی آقا گاو مهربون هم ميومد تا شاخاشو با اون تخته ها تيز کنه..15.gif..و از لای تخته ها ميشد نگاش کرد و بهش متلک انداخت تا حرسش در آد..... هی عصبانيش نکنی...حالتو ميگيره ها

و يه چشمه....اوخ چه آب سردی....مغز استخونم ترک برداشت.....
يادش به خير......از کوه صاف بالا ميرفتيم......
و يه بره بود...که وقتی ميدويدم....اونم ميدويد....وقتی وای ميستادم.....اونم وای ميستاد و نگام ميکرد....وقتی بغلش ميکردم آروم آروم قلبش ميزد......زير دستام.....و از گرمی تنش ميترسيدم.....

و شب همه جا تاريک.....لامپم کجا بود؟
فقط فانوس.....و تاريکی تو رو مجبور ميکرد بخوابی.....يا نه....
آسمونو نگاه کنی.......اونقدر ستاره بود که بين هر دوتاشون کمتر از يه بند انگشت فاصله بود.....به جون آقا گاوه خودم اندازه گرفتم.....
ميشد بچينيشون......اما تو خواب......24.gif

رو شيب کوه سوار اسب شدم....اسب بی زين......نميدونستم دستمو کجا بگيرم.....ميترسيدم اگه يالشو بگيرم دردش بياد....گور باباش....دردش بياد.....بهتره تا اينکه من از رو گردنش تو اين شيب سر بخورم.....اع شوخی کردم...چرا لگد ميزنی....04.gif

شبا چوپونا با گله ميرفتن....يه بار ميخواستيم منو خواهرم بريم.....منتاها همه گفتن از سرما يخ ميزنيم....بعد هم گرگا......16.gif نوش جونشون....

و پيرمردی که شبها فلوت ميزد....با عشق....فانوسها خاموش....سکوت محض.....و صبح....هجوم مه از پنجرهء کوچيکه کلبه.....و صدای....جيک جيک...قد قد....ما ما....واق واق...بع بع....شير داغ و جوشيده....با نون تنوری....و آخراش...
ـ اه لعنتی چرا موبايلم خط نميده...!!! آقا چوپونه ميدونه نزديک ترين کافی نت به اينجا کجاست؟06.gif

losA.jpg


/ 0 نظر / 6 بازدید