کو صدايی؟کو نگاهی؟

چه آتشی به پا خواهد شد از خاکسترهای سرد شده دل سو خته ام...؟

چه صدایی بر خواهد خواست از قدمهایت بر دل شکسته ام...؟

چه نقشی خواهد خورد بر اشک های غلتان روی گونه ام....؟

چه نهيبی است اين عشق...!

انتظارم خشکيد

بر جوابت به دل پاک و نگاه مستم

و من از ويرانی رعد نگاهم ميترسم...و خدايی که در اين نزديکيست

کاش باری...مهمان صداقت دستان کوچکم ميشد...

چه گناهی کردم...چه گناهی؟

اين همه اشک تاوان نيست؟!

/ 0 نظر / 11 بازدید